درباره ما

بسم الله الرحمن الرحیم به وبلاگ من خوش اومدین... این وبلاگ مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایزان میباشد. لطفا نظرات انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما در جهت ارتقا سطح کیفی وبلاگ کمک کنید... همچنین میتوانید در کانال تلگرام وبلاگ نیز عضو شوید و از مطالب وبلاگ بهرمند شوید.

بایگانی

نويسندگان

شبکه های اجتماعی

تصاوير برگزيده

سوره مبارکه فجر

سوره مبارکه فجر 
توبیخ و انذار نسبت به دنیاگرایی
سوره مبارکه فجر 4 سیاق دارد که می توانید در دو قسمت دانلود کنید.                 
لينک دانلود فایل
 
 

تدبر در سوره مبارک فجر

تدبری در سوره مبارکه فجر (5) - عالی ترین الگو
1- آیا الگوی خوب را در دنیایی باید پیدا کرد که خیلی‌ها نشان دادند دنیاپرستی و مال‌پرستی کورشان کرده؟ 
2- آیا باید به دنبال الگویی بود که برای دنیا هیچ ارزشی قائل نیست و آن را صرفاً محل آزمایش می‌بیند؟
درنگ
1- آیا الگوی خوب را در دنیایی باید پیدا کرد که خیلی‌ها نشان دادند دنیاپرستی و مال‌پرستی کورشان کرده؟ 
2- آیا باید به دنبال الگویی بود که برای دنیا هیچ ارزشی قائل نیست و آن را صرفاً محل آزمایش می‌بیند؟
تلنگر : عالی ترین الگو
1- الگو وقتی الگو می‌شود که طرف مقابل خوب خودش را نشان داده باشد؛ مثلاً الگوی خوب را در دنیایی باید پیدا کرد که خیلی‌ها نشان دادند دنیاپرستی و مال‌پرستی کورشان کرده- تا حدی که دیگر ابتلا و امتحان را نمی‌بینند و فقط نگاهشان به نعمت‌هاست و همین نگاه هم آن‌ها را به طغیان کشانده است؛ تا جایی که مثل قوم عاد و ثمود و فرعون شده‌اند!
2- در چنین دنیایی باید به دنبال الگویی بود که برای دنیا هیچ ارزشی قائل نیست و آن را صرفاً محل آزمایش می‌بیند. طبیعی است چنین فردی به آرامشی فوق‌العاده می‌رسد که او را سزاوار «نفس مطمئنّه» می‌کند. نفس مطمئنّه‌ای که پس از عمری کوتاه، در دنیا به سوی پروردگارش باز می‌گردد، درحالی‌که هم او از پروردگارش راضی است و هم پروردگارش از او... خوشا به سعادت او که به بهشت مخصوص پروردگارش وارد می‌شود!
3- راستی چه مصداقی بالاتر از اباعبدالله الحسین وجود دارد برای نفس مطمئنه؟ یگانه آقایی که از همه‌چیزش گذشت در این دنیا چراکه همه آن را آزمایش الهی می‌دید
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً (28) فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی (29) وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏ (30)

«شرايط ظهور»

«شرايط ظهور»؛ يعني، زمينه‏هايي که امکان تحقق ظهور امام عصرعليه السلام را فراهم مي‏آورد و آن را امري منطقي و لازم مي‏نماياند. شرايط ظهور با نشانه‏هاي ظهورتفاوت دارد؛ براي مثال وجود تعداد الکافي از پاکدلان براي آغاز انقلاب جهاني در شمار «شرايط ظهور» مي‏گنجد؛ ولي نداي آسماني و خروج سفياني، از «نشانه‏هاي آن» شمرده مي‏شود. البته هر دو بايد پيش از ظهور تحقق يابند؛ زيرا ظهور پس از آشکار شدن همه شرايط و نشانه‏هاي حتمي آن رخ مي‏دهد؛ وگرنه به تحقّق مشروط قبل از وجود شرط و نيز دروغ بودن روايات نشانه‏هاي ظهور - که درستي‏شان به طور متواتر و قطعي احراز شده است - مي‏انجامد.
پاره‏اي از تفاوت‏هاي شرايط و نشانه‏هاي ظهور عبارت است از:
1. توقف ظهور بر شرايط، توقفي واقعي و از نوع توقف معلول بر علت است؛ ولي علامات تنها نزديک شدن زمان ظهور را مي‏نمايانند. از اين رو، وقوع ظهور، بدون تحقق اين نشانه‏ها ممکن است. البته پاره‏اي از نشانه‏ها - مانند خروج سفياني و قتل نفس زکيّه - با شرايط ظهور ارتباط عنصري دارند؛ يعني، از نتايج عصر فتنه‏ها و انحرافانند و به آماده سازي يکي از شرايط ظهور مي‏انجامند.
2. تحقق هم زمان همه نشانه‏ها يا گردآمدن آنها در يک زمان، ضرورت ندارد. نشانه‏ها مي‏توانند با فاصله‏هاي بسيار اتفاق افتند و در زمان واحد گرد نيايند؛ ولي شرايط چنين نيستند. در نهايت بايد تمام شرايط با هم محقق شوند و در يک زمان اجتماع کنند تا ظهور پديد آيد.
3. علايم پيش از ظهور، پديد مي‏آيند و از ميان مي‏روند؛ ولي شرايط کمي پيش از ظهور رخ مي‏دهند و بعد از تحقّق ظهور نيز باقي‏اند.

 

او خواهد آمد ، اگر ما بخواهیم

http://shabhayetanhayi.com/wp-content/uploads/Liner_www.shabhayetanhayi.ir_1.gif

 

شاید تا به حال این سوال

 

براتون پیش آمده که :

 

جمعه روز زوجه یا فرده ؟؟؟

 

جواب حقیقی این پرسش این است :

 

جمعه نه فرده و نه زوج

 

بلکه ترکیب فرد و زوجه

 

یعنی روز "فر جه"

 

اللهم عجل لولیک الفرج

منظور از دو بار میراندن و دو بار زنده شدن چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

منظور از دو بار میراندن و دو بار زنده شدن چیست

 

ابتدا باید منظورمان را از میراندن مشخص کنیم، میراندن را مانند عمل کپی کردن یک فایل از پوشه ای به پوشه دیگر بدانید. ما معدوم بودیم، یعنی داریم از زمانی صحبت می کنیم، که انسان تحت هیچ عنوانی (روح– جسم – نور – و... ) خلق نشده است. تنها چیزی که همیشه بوده و هست خداست و ما انسان ها از یک زمان خاصی به بعد خلق شدیم. اما ما به صورت اجسادی بی جان که نشات گرفته از خاک بودیم خلق شده ایم. یعنی ما از عدم، میرانده شدیم و به دنیای مردگان آمدیم، اما در هر صورت ما خلق شدیم، مرده یا زنده خلق شدنمان اهمیتی ندارد. مهم نفس خلق شدن است.

سپس از روح در ما دمیده شد و زندگان شدیم. بعبارتی از دنیای مردگان خارج شدیم و وارد مرحله بعد شدیم که این دنیا است. سپس ما را دوباره ( این بار از این دنیا ) می میراند و روح را از جسم ما جدا می کند و دوباره مردگان می شویم. سپس در روز قیامت دوباره روح را به جسم برمی گرداند و زنده می شویم. طبق این نظر تا اینجا ما دوبار میرانده شدیم و دوبار هم زنده شدیم.

این مراحل طبق این آیه است:

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ

چگونه خدا را منكريد؟ با آنكه مردگانى بوديد و شما را زنده كرد؛ باز شما را مى ميراند [و] باز زنده مى‌كند؛ [و] آنگاه به سوى او بازگردانده مى‌شويد.

فرج در فرهنگ مهدویت

کلمه «فرج» يعني، آسودگي از اندوه و غم و بيماري و آنچه نفوس را از آن کراهت است و نيز گشايش را گويند. «دعاي فرج» دعايي است که حضرت صاحب الزّمان‏عليه السلام آن را به يکي از شيعيان (محمدبن احمدبن ابي الليث) آموختند. علامه ميرزا حسين نوري در کتاب نجم‏الثاقب به نقل از کنوز النجاح (تأليف شيخ طبرسي‏رحمه الله) آورده است: «اين دعا را حضرت صاحب الزّمان‏عليه السلام در خواب به ابي‏الحسن محمدبن ابي الليث در شهر بغداد، در مقابر قريش (مرقد مطهر کاظمين) تعليم نموده است.
ابي‏الحسن از ترس کشته شدن به مقابر قريش گريخته و پناه برده بود؛ پس به برکت خواندن اين دعا، از کشته شدن نجات يافت». [1] .
دعاي فرج اين گونه آغاز مي‏شود: «اَللَّهُمَّ عَظُمَ البَلاءُ وَبَرِحَ الخَفَاءُ...». [2] گفتني است دعاهاي ديگري نيز به عنوان «دعاي فرج» موسوم است؛ چنان که مرحوم مجلسي در بحارالانوار، تحت عنوان باب «ادعية الفرج»، 39 دعا آورده است. [3] .


پی نوشت ها:
[1] نجم‏الثاقب، ص 262 - 263. 
[2] مصباح الکفعمي، ص 176؛ بحارالانوار، ح 99، ص 18، ح 11. 
[3] ر.ک: بحارالانوار، ج 95، ص 108. 

دورنمای انتظار

دورنمای انتظار
1.خوشبینی به آینده بشریت.
2. پیروزی نهایی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استكبار و ظلم و اختناق ودجل (دجالگری وفریب).
3. حكومت جهانی واحد.
4. آبادانی تمام زمین در حدی كه نقطه خراب و آباد ناشده باقی نماند.
5. بلوغ بشریت به خردمندی كامل و پیروی از فکر و ایدئولوژی و آزادی از اسارت شرایط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی.
6. حداكثر بهره­گیری از مواهب زمین.
7. برقراری مساوات كامل میان انسانها در امر ثروت.
8. منتفی شدن كامل مفاسد اخلاقی از قبیل زنا، ربا، شرب خمر، خیانت، دزدی، آدمكشی و خالی شدن روانها از عقده­ها و كینه­ها.
9. منتفی شدن جنگ و برقراری صلح و صفا و محبت و تعاون.
10. سازگاری انسان و طبیعت.

صفحه قبل123صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران